الشهيد الثاني ( مترجم : ساعدى خراسانى )
مقدمه 13
منية المريد ( فارسى )
بيمارى بهبودى يابد ! و مردان كاردان و دلاورى پرورش دهد ، و براى هميشه ميهن ايران كه مهد تمدن نياكان ايرانى و هماره فرزندان برومند جمشيد و داريوش در او ميزيستند روسپيد گردد ! آه آه بدفكرى و زشت انديشهايست ، تا فرهنگ مملكت ما چنين است اينگونه آرمان و آرزو نابجاست ، تا فرهنگ بدين پايه مروج راه ننگ است اين خواستنها بىثمر است ، بديهى است هر گروه بىفرهنگى كه درصدد اصلاح راه علم و دانش خود برنيايند در اندك وقتى فانى و نابود ميشوند . ملت زنده يعنى بافرهنگ باادب به اعلم باحقيقت عالم دوست ديندار دانشجو و دانشمند باشد ، ملت زنده آن ملتى است كه : با كوشش بىنهايت علماء و دانشمندان . خود را از گوشهگيرى و انزواگزينى رهائى بخشد ، و براى دين و دنياى خود از آنان استمداد جويد و راه معنويت و حقيقت خود را از آنها بخواهد ، نه آنكه كارى كند كه علما و دانشمندان گوشه تنهائى گزينند ، و آتش دانش را در آتشكدهء همت و كوشش مردم خاموش نگرند ، و مردم نابخرد و رذل را مصدر كار و منيهء مردم شمارند ، و دلهاشان را مانند آهنى سخت و دستهاشان را چون صخورى جامد مشاهده نمايند ، و آخرالامر سلامتى و رهائى خود را در اعتزال و انزوا بدانند ، حسين بن شهاب الدين كركى متوفى 9 صفر 1076 كه از اين معنى به طور كلى منزجر بوده به موضوعات فوق اشاره كرده و گويد . و لقد - تأملت الزمان و اهله * فرأيت نار الفضل فيهم خامده فتن تجوش و دولة قد حازها * اهل الرذالة و العقول الفاسده فقلوبهم مثل الحديد صلابة * و اكفهم مثل الصخور الجامده فرأيت ان الاعتزال سلامة * و جعلت نفسى و او عمر و الزائده